السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
354
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
فصل چهارم ( در ارسال موسى و هارون بسوى فرعون و شرح ماجرا تا زمان غرق شدن فرعونيان ) آيات وارده در اين باب بسيار است ، امّا اخبار موثّق در اين رابطه را ذكر مىنمائيم . ( على بن ابراهيم ) مىگويد : فرعون ابتدا بت مىپرستيد ، ولى بعدا خودش ادّعاى ربوبيّت كرد و به بنى اسرائيل ظلم و ستم بسيار مىنمود و آنها به موسى مىگفتند : ما قبل از آمدن تو هم در رنج و عذاب بوديم و حالا هم بواسطهء ايمان به تو مورد حبس و تعذيب واقع مىشويم ، آن وقت موسى ( ع ) به آنها فرمود : ( اميد است پروردگارتان دشمنتان را نابود كند و شما را در زمين جانشين آنها كند تا ببيند شما چگونه عمل مىكنيد [ 1 ] ) ، لذا وقتى كه ساحران به موسى ايمان آوردند و به خداى او سجده كردند ، همهء مردم به آنها اقتدا كردند و حقّ را بشناختند ، پس هامان به فرعون گفت : مردم به موسى ايمان آوردهاند ، اكنون همهء كسانى را كه ايمان آوردهاند زندانى نما و فرعون نيز چنين كرد ، پس از آن موسى به نزد او آمد و از او خواست تا آنها را آزاد كند ، امّا او چنين نكرد ، خداوند هم در آن سال طوفانى به سوى آنها فرستاد كه خانههاى آنها را ويران كرد و مجبور شدند بيرون از شهر خيمه بزنند . آن وقت فرعون به موسى گفت : به درگاه پروردگارت دعا كن ، اين طوفان را از سرزمين ما دور كند ، من هم تو و بنى اسرائيل را آزاد مىگذارم . پس موسى ( ع ) به درگاه الهى دعا كرد و خداوند طوفان را دور كرد ، فرعون هم اراده كرد تا بنى اسرائيل را آزاد بگذارد ، امّا هامان به او گفت : اگر بنى اسرائيل را آزاد كنى موسى بر تو غالب شده و ملك تو را زايل مىكند و او هم پذيرفت و به قول خود عمل نكرد . پس خداوند در سال دوّم ملخ را بر آنها مسلّط كرد ، بطورى كه ملخها همه چيزهاى روئيدنى و درختان را خوردند و نزديك بود موى سر و ريش مردم را هم بكنند ، آن وقت فرعون به جزع در آمد و گفت : اى موسى از پروردگارت بخواه تا شرّ ملخها را از سر ما كوتاه كند ، من هم بنى اسرائيل و پيروان تو را آزاد مىگذارم ، موسى هم دعا كرد و ملخها به دعاى موسى از آنجا رفتند ، امّا باز هم هامان نگذاشت كه فرعون بنى اسرائيل را آزاد كند .
--> [ 1 ] سوره اعراف ، آيه 129 .